امروز  در جمع چند تا از همکاران نشسته بودیم در مورد راهکارهای تربیتی بحث میکردیم تا

اینکه یکی از همکاران خاطرهای بیان کرد .ایشان تعریف میکردن در اوایل کارم در یکی از

مدارس ابتدایی کار میکردم .در این مدرسه دانش آموزان مشکلات تربیتی زیادی داشتن

.مخصوصا فقر اقتصادی واز همه مهمتر فقر فرهنگی .بیشتر معلمان از وضعیت بچه ها

گله داشتن و ابراز نگرانی میکردن.ولی در میان آنها فرد منحصر به فرد ودلسوزی بود

وقتی دانش آموزی به مدرسه می آمد ومدیر مدرسه از وضعیت ظاهری او از جمله

ناخنهاب بلند یا پشت دستهای کرخت دانش آموزان بر اثر سرما و...ایراد میگرفت

این معلم دلسوز به جای دعوا با شاگرد ناخنهای اورا میگرفت .در سرمای زمستان

آب گرم میکرد پشت دست دانش آموزان را می شست .و کرمهای مرطوب کنند

پشت دستهای دانش آموزان که بر اثر سرما شکاف بر داشته بود میکشید.واگر

دانش آموز پسری با موی بلند به مدرسه می آمد به جای دعوا وبر خورد تند  سر

اورا شسته وموی اورا اصلاح میکرد.این معلم واقعا معلم با زبان بی زبانی به

همه یاد می داد.به جای بحث بی جا وبرخورد تند بیایید راهکار عملی را به  شاگردان

آموزش دهیم.یعنی تربیت رادر عمل آموزش دهیم .یا به قولی:

((به عمل کار براید          به سخن گفتن نیست))

من به شوخی گفتم بعید میدونم چنین فردی زمین بتونه سنگینی روحش تحمل

کنه.همکار م گفت :درسته روحش شاد او کسی جز معلم شهید اسماعیل  کاردان

نیست.امیدوارم  همه ما سنگر دارن علم وتربیت همیشه این افراد مخلص را الگوی

خود قرار دهیم.چون دانش آموزان امانتهایی هستند در اثر تربیت صحیح شخصیت

آنها به عرش میرسد.وبراثر تربیت ناصحیح عواقب بدی در شخصیت فردی آنها ایجاد

خواهد شد.((منبع:دست نوشته های یک معلم ریاضی ))